محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
88
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
رامسس و فيتوم - دو شهر خزانهاى يعنى جايگاه خزانهها و انبارهاى شاهى - از تفسيرهاى ويژهء كهنترين گزارش اسرائيلى ( - روايت معروف به « يهوى » « 1 » ) برمىآيد ، با آنچه حفريات باستانشناسى از اين شهرها پيش روى ما نهاده است ، سازگارى آشكارى دارد . « 2 » گذشته از اين ، توصيفهايى كه تورات از مصر و اوضاع و احوال ، و آب و هواى آن به دست داده است ، آشكارا نشان مىدهد كه اسرائيليان دير زمانى در آن جا زيستهاند و آنچه را گفتهاند از نزديك ديده و آزمودهاند ؛ مانند آنچه دربارهء رود نيل و جزر و مدها و افت و خيزهاى آن گفتهاند ؛ و اين مطلب كه چون آب رود ، پس از جوش و خروش و افزودنى فرو مىكشيده و كم مىشده است ، و با و پارهاى بيمارىهاى ديگر را از پى مىآورده است « 3 » و بر اساس سخن تاريخنگارى يهودى ، گسترش بيمارىها نيز اين بوده كه آب نيل در فصلهاى ويژهاى از سال سرخ رنگ و آلوده مىشده است و پس از سرريز شدن آب ، وزغ و قورباغه فزون و فراوان مىشده ، چنان كه پس از كاهش و بازگشت آن ، پشه انبوه و بسيار مىگشته است [ و اينها همه زمينه را براى گسترش و با و ديگر بيمارىها فراهم مىآورده است ] و از اين روى بوده است كه اسرائيليان ، مصر را سرزمين بيمارىهاى وبايى و بومى دانستهاند . « 4 » سوم اين كه پارهاى از واژهها و نام اسرائيلى ، ريشهء مصرى دارند . براى نمونه « فينحاس » كه به معنى زنگى ( - سياه پوست ) است ، نيز « موسى » كه نامى مصرى است ، كه در جاى خود به گستردگى از آن سخن خواهيم گفت . « 5 » چهارم پيوندها و همانندىهاى آشكارى كه ادب اسرائيلى با ادب مصرى دارد ، چرا كه نوشتههاى ادبى و حكمتآميزى از مصريان در دست داريم كه آشكارا در نوشتههاى اسرائيليان همچون مزامير داوود ، كتاب اعمال رسولان و كتاب جامعه « 6 » به چشم مىخورد . « 7 »
--> ( 1 ) . روايت يهوى ، با اختصار " J " [ Jahuist ] به بخشهايى از سفر پيدايش گفته مىشود كه پژوهشگران تأليف آن را مربوط به حدود 950 ق . م . مىدانند ( ويراستار دوم ) . ( 2 ) . A . Lods , op - cit , p . 961 . ( 3 ) . حسن محمود ، همان ، 350 . ( 4 ) . A . Lods , op - cit , p . 170 . ( 5 ) . J . Finegan , op - cit , p . 134 . ( 6 ) . در اين باره بسنجيد مزمور 104 را با سرود اختاتون ؛ و مزامير را به طور كلى با چكامههاى مصرى در ستايش خدايشان « آمون رع » ؛ و سفر امثال را با آموزههاى حكيم مصرى « امنمؤوبى » . ( 7 ) . « اوسترلى » برجستهترين ويژگىهاى همانند ميان ادب مصرى و ادب عبرى را پيش روى ما نهاده است ،